Breaking the Language Barrier on Human Rights

17 Year Old Executed in Shiraz

September 26, 2010

Persian Report by Mohammad Mostafaei | September 25, 2010
Translation by Siavosh Jalili for P2E

In his latest blog entry, Mohammad Mostafaei discloses that on July 19, 2010, away from the eyes of the public and the media and without any notice given to the family of the defendant, 17 year old Mohammad was hanged in the city of Shiraz (southwest of Tehran).

The judicial officials in Shiraz secretly hanged a teenager named Mohammad who had been convicted of a crime he committed at the age of 15.

Mohammad’s execution is in violation of section 37 of the Convention on the Rights of the Child ratified by Iran’s Parliament and Guardian Council [the two bodies make up the legislative branch of the government in Iran]. This execution was carried out despite Iran’s insistence that it observes and respects the Convention on the Rights of a Child.

Case Summary:

Aftab News Agency reported on September 21st that Hamed, the victim, disappeared on April 5, 2007 in the town of Marvdasht, north of Shiraz. The investigation into the disappearance reveals that Hamed was last seen in the company of Reza, a 15 year old. Reza was arrested and, under duress, confessed that he had killed Hamed with the help of 12 year old Sadeq, and Hassan and Siamak, both 15 years old. Reza also confessed to the murder of another person named Karim [who was killed] on March 31, 2007.

Reza, who was the main suspect and defendant in the case, was able to gain the consent and forgiveness of the vicitm’s family. He was saved shortly before he was due to be hanged. However, Mohammad was quickly hanged in Marvdasht prison on July 19th, without any notice given to his family.

In this case, Reza was sentenced to 18 years in prison. Sadeq, Reza’s nephew who was 12 years old at the time of the crime, was acquitted after it was determined that he had only witnessed the crime. Siamak and Hassan, on the charge of accessory to murder, were both sentenced to 15 years in prison and 100 lashes. The sentences were handed down by the Penal Court in the Fars province and upheld and confirmed by branch 33 of Iran’s Supreme Court.

Background on Reza (the main suspect):

Reza, the main defendant in the case, revealed very sad facts about his life: “Two years ago, a year after my mother’s death and when I was only 13 years old, a guy by the name of Mohammad Javad was abusing me. I was emotionally devastated and I had nobody to talk to about this issue. My father had a stroke and was semi-paralyzed. My sister committed suicide and died due to problems we were facing. My brother was in jail on charges of addiction and theft. I had no refuge, and so, unwillingly, I got to know Mohammad, Hassan, and Siamak who did not have good reputations in our neighbourhood. For a period of several months, I was thinking of taking revenge on those around me. I had developed huge complexes for being victimized. That is why I thought of finding a victim for myself.”

There are important points regarding this case:

1) The act of murder in any form and in any way is abhorrent and wrong. If no attention is paid to the roots of the crime of murder, we will witness more crimes like the ones committed by Mohammad and Reza.

Although serial killings is on a rise in Iran and we read about instances of serial and organized killings in the media, executing the offenders and in particular execution of those who committed a crime under the age of 18 has not been and will not be an appropriate solution to crime prevention.

2) Reza’s statement, excerpt of which is mentioned above, is worth the consideration and contemplation of experts. His statement shows that he is a victim of a society that did not provide him with any support and protection. He was the victim of a law that was not supporting him. Finally, he became the victim of the gradual collapse of his family. There are many Mohammad’s and Reza’s in Iran who need protection rather than punishment.

3) Section 37 of the Convention on the Rights of the Child, which was ratified by Iran’s Parliament in 2003, states: “Neither capital punishment nor life imprisonment without possibility of release shall be imposed for offences committed by persons below eighteen years of age.”

This ratification was published in the Islamic Republic’s official newspaper as a notice to implement while the Guardian Council did not sustain any legal or religious objection to this section of the Convention. As a result, section 37 of the Convention is binding and enforceable based on section 9 of Iranian Civil Law [which states the terms of the conventions and treaties concluded in accordance with the Constitution between Iran and other states are in effect of the law].

In the wake of Behnoud Shojaee’s execution which prompted widespread protests, judicial officials secretly carry out executions of offenders who committed a crime while under the age of 18 years.

اعدام يک نوجوان 17 ساله در زندان شيراز

روز نوزدهم تير ماه بدون اينکه مراجع قضايي در شيراز خبر اعدام پسري را که در سن 15 سالگي مرتکب جرم شده بود را از پيش اعلام نمايند به صورت پنهان وي را که نامش محمد بود را برخلاف ماده 37 کنوانسيون حقوق کودک که به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده و شوراي نگهبان نيز تاييد کرده است، به دار آويختند. اين حکم در حالي به اجرا در آمد که ايران بارها اعلام کرده است که مفاد کنوانسيون حقوق کودک را رعايت مي نمايد.

طبق گزارش مورخ سي شهريور 1389خبرگزاري آفتاب؛ هفدهم فروردين ماه سال 86 حامد در شهرستان مرودشت ناپديد مي شود و با ناپديد شدن حامد تجسس ها براي يافتن وي آغاز که شهودي که در آخرين برخود حامد را ديده بودند به ماموين اداره آگاهي اطلاع مي دهند که حامد با شخصي به نام رضا ديده شده است. رضا 15 ساله دستگير و با تحت فشار قرار گرفتن در هنگام دستگيري اقرار مي کند که به همراه صادق 12 ساله، محمد، حسن و سيامک 15 ساله حامد را به قتل رسانده اند. رضا در جريان تحقيقات به قتل شخص ديگري به نام کريم در روز دوازدهم فروردين اعتراف مي کند.

رضا که مي توان گفت متهم اصلي پرونده بوده است در حالي که در يک قدمي چوبه دار بود مي تواند از خانواده مقتول رضايت گرفته و از قصاص نجات يابد. اما محمد در 19 تير ماه به سرعت و بدون اطلاع به خانواده اش، در زندان مرودشت شيراز به دار آويخته مي شود.

در اين پرونده رضا به هجده سال حبس تعزيري، صادق خواهر زاده رضا 12 ساله، به دليل اينکه فقط شاهد قتل بود تبرئه شده و سيامک و حسن نيز به اتهام معاونت در قتل به 15 سال حبس و 100 ضربه شلاق محکوم مي گردند.

اين احکام توسط دادگاه کيفري استان فارس صادر و به تاييد شعبه 33 ديوانعالي کشور رسيد.

رضا 15 ساله متهم اصلي پرونده در بازجويي‌ها به افشاي حقايقي درباره زندگي تلخ خود پرداخت و گفت:

دو سال پيش در حالي که 13 سال بيشتر نداشتم و يکسالي از مرگ مادرم مي‌گذشت پسري به نام «محمدجواد» من را مورد آزاد و اذيت قرار داد. در همان زمان از نظر روحي به هم ريختم. هيچ‌کس را نداشتم که بتوانم در اين باره با او حرف بزنم. پدرم سکته کرده و زمين‌گير بود. خواهرم نيز به خاطر مشکلاتي که داشتيم دست به خودکشي زد و به کام مرگ فرو رفت. برادرم به جرم سرقت و اعتياد در زندان بود. همين مساله باعث شد از بي‌پناهي ناخواسته با «محمد» و «حسن» و «سيامک» که در شهر و محله خوشنام نبودند، آشنا شوم. وي گفت: در طول چند ماه به فکر اين بودم که از اطرافيانم انتقام بگيرم. از اينکه قرباني شده بودم، عقده بزرگي روي دلم سنگيني مي‌کرد. براي همين بود که به فکر افتادم طعمه‌اي براي خود پيدا کنم.

در خصوص اين پرونده نکات ذيل حائز اهميت است:

اولا – عمل قتل به هر نحو و به هر شکلي مذموم و عملي نکوهيده است و اگر به ريشه هاي ارتکاب جرم قتل توجه نشود با نمونه هايي از اعمال رضا و محمد در هر لحظه مي توان مواجه شد. هر چند وقوع قتل هاي زنجيره اي در ايران بسيار افزايش يافته و هر از چند گاهي نمونه هاي قاتلين سريالي و سازمان يافته را در نشريات و مطبوعات مي خوانيم اما اعدام آنها و به خصوص اعدام اطفال زير 18 سال راه حل مناسبي بر پيش گيري از وقوع جرم نبوده و نخواهد بود.

ثانيا- گفته هاي رضا در دادگاه، جاي تامل و بررسي کارشناسانه دارد. او مي گويد : « دو سال پيش در حالي که 13 سال بيشتر نداشتم و يک سالي از مرگ مادرم مي‌گذشت پسري به نام «محمدجواد» من را مورد آزاد و اذيت قرار داد. در همان زمان از نظر روحي به هم ريختم. هيچ‌کس را نداشتم که بتوانم در اين باره با او حرف بزنم. پدرم سکته کرده و زمين‌گير بود. خواهرم نيز به خاطر مشکلاتي که داشتيم دست به خودکشي زد و به کام مرگ فرو رفت. برادرم به جرم سرقت و اعتياد در زندان بود. همين مساله باعث شد » دست به ارتکاب رجم بزنم. به عبارت ديگر رضا قرباني جامعه اي شده است که هيچ پشتوانه و پشتيباني براي او نبود، قرباني قانوني شده بود که حمايتش نمي کرد و در نهايت او قرباني خانواده اي شده بود که به مرور متلاشي گشت. رضا و محمد ها در جامعه ايران بسيار هستند که نياز به حمايت دارند نه نياز به مجازات.

ثالثا – ماده 37 کنوانسيون حقوق کودک که در سال 1372 به تصويب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي رسيده است مقرر مي دارد که اطفال زير 18 سال نبايد به مجازات حبس ابد و مرگ محکوم گردند اين مصوبه در حالي در روزنامه رسمي جمهوري اسلامي براي اجرا منتشر شد که شوراي نگهبان هم ايراد شرعي و قانون اساسي بر اين ماده قانوني نگرفت و طبق ماده 9 قانون مدني لازم الاجرا گشت.

پس از اعدام بهنود شجاعي که اعتراضات گسترده اي را در بر داشت مراجع قضايي سعي مي نمايند تا به صورت پنهان اطفالي که در زمان ارتکاب جرم سن شان کمتر از 18 سال است را اعدام نمايند.

محمد مصطفايي

  • Balatarin
    Tags: , , ,



    1. 17 Years Old Executed in Iran - Why We Protest - IRAN
    2. Nouvelles executions de jeunes en Iran | Soliranparis's Blog
    3. News vom 28. September « Arshama3's Blog
    4. Weekly Updates for 2010-10-03 | Persian2English

    Leave a Response