Breaking the Language Barrier on Human Rights

Habibollah Golparipour, Death Row Political Prisoner in Solitary Confinement and on Hunger Strike

January 18, 2011

Persian Report by Rooz Online
Translation by Siavosh Jalili,

Report by Fereshteh Ghazi

In an interview with Rooz Online, the mother of Habibollah Golparipour announced the news of her son’s hunger strike.

Habibollah Golparipour, a Kurdish political prisoner was sentenced to death and the sentence was upheld and confirmed by the Supreme Court. His lawyer who had talked previously about a request for clemency and submitting the case to the Clemency and Pardons commission, explains now that the case has not yet been sent to this commission.

Kolsoom Tari Moradi, Habibollah Golparipour’s mother, who tried unsuccessfully to visit his son in prison on Sunday, told Rooz Online, “I saw Habib two weeks ago, but he was not feeling very well. He said that he was on hunger strike. I had no news of him until Sunday. He had not contacted home, and on Sunday, when I went to visit him, they told me he was in solitary confinement and was not allowed visitors.”

Ms. Tari Moradi added, “I begged them to let me see my son and I told them I was worried about him. They told me I can talk to him on the phone, but I must speak Persian. I do not speak Persian well. I told them I do not know how to speak Persian, and [they responded], “You don’t have the right to speak. When you learn how to speak Persian, you can talk to him.” Then they hung up the phone on me.

Habib Golparipour’s mother, while crying, said, “Habib is on hunger strike because of his death sentence. He has been on hunger strike for 16 days. I really do not know where to go and what to do. Please do something. I have nowhere to go. My son is perishing and there is nothing I can do about it! Why did they issue such a sentence [to my son]? He has not killed anybody, nor was he in possession of narcotics, nor has he committed any crime. What does it mean that he is an ‘enemy of God’? A Mohareb is the enemy of God, right? This is not fair.

Nasser Golparipour, Habibollah Golparipour’s father, told Rooz earlier, “These types of accusations do not hold up against my son. He is a 25 year old young man who was only involved in cultural activities, and when they arrested him, he had a few books with him which they confiscated. There was no weapon and he was not involved in any armed activities. My son’s only crime is possession of a few books, and I do not know on what basis they have levelled such a charge against my son, and handed him a death sentence.”

Khalil Bahramian, Habibollah Goparipour’s lawyer told Rooz that he heard the news of his client’s hunger strike from his family, and he has not yet been able to travel to Orumiyeh to visit his client, [therefore] he does not know why his client has launched a hunger strike.

Khalil Bahramian said, “I had submitted a request for clemency. Habib also had requested clemency. The case was supposed to be sent to the Clemency and Pardons commission, but this did not happen. Apparently, the other lawyer on the case, who was Habib’s lawyer from the beginning, [insisted] that the case should not go to the commission for now. I do not know what the basis of his view is. I am certain that it is not malevolent. He is one of the section 187 lawyers in Orumiyeh. We will have to wait and see how this will turn out. Habib’s sister called me. I told her that the case is in the Circuit Court for Execution of Sentences, and must go to the Clemency commission; this is the only way. We have to take advantage of all the legal avenues to save his life. We are now trying to send the case to the Commission as quickly as possible.”



UN Officials and Heads of Government,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

Foreign Ministries and the US State Department,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,


حبيب گل پري پور زنداني سياسي در اعتصاب غذا بسرميبرد

حبیب الله گلپری پور در انفرادی و اعتصاب غذا

مادر حبیب الله گلپری پور در مصاحبه با روز از اعتصاب غذای فرزندش خبر داد.

حبیب الله گلپری پور، زندانی سیاسی کرد است که به اعدام محکوم و حکم او توسط دیوان عالی کشور تایید شده است. وکیل او که پیشتر از درخواست عفو از سوی این زندانی سیاسی و ارسال پرونده او به کمیسیون عفو و بخشودگی خبر داده بود، اینک توضیح میدهد که پرونده موکلش هنوز به کمیسیون عفو و بخشودگی نرفته است.

کلثوم تاری مرادی، مادر حبیب الله گلپری پور که روز یکشنبه برای ملاقات فرزندش مراجعه کرده اما موفق به ملاقات نشده به “روز” می گوید: دو هفته پیش حبیب را دیدم حالش زیاد خوب نبود و گفت که اعتصاب غذا کرده است. تا روز یکشنبه هم هیچ خبری از او نداشتم هیچ تماسی با ما نگرفت و روز یکشنبه که برای ملاقات رفتم گفتند در انفرادی است و اجازه ملاقات ندارد.

خانم تاری مرادی می افزاید: خواهش کردم بگذارید پسرم را ببینم نگران او هستم؛ بعد گفتند بیا تلفنی با او حرف بزن زنگ زدند اما بعد به من گفتند باید فارسی حرف بزنی من هم که فارسی زیاد نمیدانم گفتم فارسی زیاد بلد نیستم.آنها هم گوشی را گذاشتند و گفتند حق نداری کردی حرف بزنی، هر موقع توانستی فارسی حرف بزنی بیا صحبت کن.

مادر حبیب الله گلپری پور در حالی که گریه می کند می گوید که به شدت نگران سرنوشت فرزندش است: حبیب به خاطر حکم اعدامش اعتصاب غذا کرده و الان 16 روز است که در اعتصاب به سر می برد و حکمش هم اعدام است ؛ من واقعا نمیدانم کجا باید بروم، چکار باید بکنم. شما یک کاری بکنید. من هیچ جایی ندارم بروم؛ بچه ام دارد از دست می رود و من کاری از دستم ساخته نیست. بچه مرا با کتاب گرفته اند چرا باید چنین حکمی بدهند؟ او نه کسی را کشته نه مواد داشته و نه جنایتی کرده یعنی چی که با خدا دشمن بوده. این است دیگر؟ محارب یعنی دشمن خدا؟ آخر این انصاف نیست.

ناصر گلپری پور، پدر حبیب الله گلپری پور پیش از این به “روز” گفته بود که: “این اتهامات به پسر من نمی چسبد. او یک جوان 25 ساله است که فقط کار فرهنگی میکرده و وقتی او را بازداشت کرده اند چند کتاب با خود داشته که کتاب ها را ضبط کرده اند. اسلحه ای نبوده و کار مسلحانه ای نکرده؛ جرم پسر من تنها داشتن چند کتاب بوده است و نمیدانم بر اساس چه قانونی به پسرکم چنین اتهامی زدند و بعد حکم اعدام دادند”.

خلیل بهرامیان، وکیل حبیب الله گلپری پور نیز به “روز” می گوید که خبر اعتصاب غذای موکلش را از خانواده او شنیده و هنوز موفق به سفر به ارومیه و ملاقات با موکلش نشده است و نمیداند به چه دلیلی او دست به اعتصاب غذا زده است.

از آقای بهرامیان درباره آخرین وضعیت پرونده موکلش می پرسم؛ می گوید: من به عنوان وکیل حبیب درخواست عفو کرده بودم و خود حبیب نیز درخواست عفو کرد. قرار بود پرونده به کمیسیون عفو و بخشودگی فرستاده شود اما نرفت. گویا وکیل دیگر پرونده که از ابتدا، وکیل حبیب بوده نظرش این بوده که پرونده فعلا به کمیسیون عفو نرود. نمیدانم بر چه مبنایی چنین نظری داشته قطعا با سو نیت نبوده و ایشان از وکلای ماده 187 در ارومیه هستند و اصرار داشتند که پرونده به کمیسیون عفو نرود تا ببینیم چه وضعیتی پیش می آید. خواهر حبیب که به من زنگ زد، گفتم حکم حبیب در اجرای احکام است وباید به کمیسیون عفو برود و این تنها راه است و باید از همه راههای قانونی برای نجات جان او بهره بگیریم. اکنون نیز در تلاش هستیم این پرونده را هر چه سریع تربه کمیسیون بفرستیم.

  • Balatarin
    Tags: , , ,

    Leave a Response