Breaking the Language Barrier on Human Rights

Iran acquits 27 year old man on 30 counts of rape, robbery, & kidnapping

February 27, 2011

Persian2English – In the midst of opposition protests in the month of February in Iran, a court ruling on a series of violent rapes and robberies in Tehran went unnoticed. A 27 year old man nicknamed the “Black Scorpion” was acquitted on the charges of kidnapping, raping, and robbing 30 women and girls.

The Accounts of Some of the Victims

Posing as a private taxi driver, he took his passengers to the outskirts of the city to rape and rob them. Fahimeh is one of his victims. She told Fars News Agency that she hired a cab on March 1, 2009. The “cab driver” used traffic as an excuse to take her to a remote area (on the hills around Robat-e Karim). He repeatedly attacked her with an electric shocker (taser gun) until she became paralyzed, then he violently raped her, and dumped her semi-unconscious body in a well. From prison, the defendant made several threatening phone calls to Fahimeh. She was forced to change locations.

Elham, another one of his victims, tells a similar story. After withdrawing a large sum of money from a bank, she waved for the defendant’s car so she can go to her husband’s workplace. The defendant offered her a date to eat. She accepted and felt dizzy right after. He repeatedly attacked her with an electric shocker, which made her lose control of her muscles. He then took her to the hills of Rebat-e Karim and violently assaulted her. The assailant then gave her two choices: either he could run her over with his car or strangle her to death. At the end, he left her battered [but alive] in a hole.

Elham’s husband divorced her after this incident. She, too, has received several threats by the family members of “Black Scorpion”. She has moved locations and changed her child’s school three times, but the family members of the defendant have been able to find the new addresses and continue on with their threats. The family claims to have ties to a well-known businessman in the iron market who uses his influence.

S.M., another of one the defendant’s victims was also kidnapped and raped in a similar fashion.

Legal Procedure

The defendant was finally caught while fighting a woman in the deserts around Tehran. He admitted to the rapes during his interrogation session, but in the court, he recanted his confession. He said, “I only kidnapped the women and girls to steal their jewelry and other valuable belongings. Thus, their claim of rape is baseless.”

Branch 77 of the Tehran Provincial Criminal Court and four advising judges sentenced him to death. However, the Supreme Court overturned the death sentence because the defendant was able to win the consent of some of the victims (most likely through intimidation).

The case was sent to branch 79 of the Tehran Provincial Criminal Court and he was acquitted. Out of the 30 victims he had sexually assaulted, only two came to testify at the trial. They were threatened outside the courtroom by the defendant’s family.

In an article on Gooya News, writer Shokooh Mirzadegi recounts a family member of one of the victims telling her, “[I] swear to God, we are no different than the people who the Islamic Republic throws in the jails and rapes. We are like those who are shot on the streets. The difference is that those people are honoured for being jailed, raped, and killed for their country, and we are left to feel ashamed because we are unable to talk about what the regime’s agents, including Black Scorpion, have done to us. Please let our voices be heard as well. It is not only our families, but there are many Iranian women who are at risk of being raped by these scorpions…everyone knows Black Scorpion is backed by the powerful IRGC members, but nobody dares to say it. These 30 women were intimidated into not coming to the court [to testify]. Or, when they showed up, they were not permitted to speak freely.”

According to Mirzadegi, the defendant, when imprisoned, became involved in “reciting the Qur’an” and turned into an “ardent regime loyalist”. Consequently, the prison and judicial officials provided him with the contact information of his victims so he would be able to call and intimidate them. His threats often targeted the children of the women. He had information about the names and schools of his victims’ children.

He was seen smiling throughout the trial, and every time a victims raised her voice, the judges threatened her with arrest. A large group, who claimed to be family members of Black Scorpion, were active in intimidating the victims and their families throughout the trial.



جزئيات آزار و اذيت زنان توسط عقرب سياه


عقرب سياه هنگام ورود به دادگاه و تا زمان برگزاري محاكمه در اداره حفاظت دادگاه نگهداري مي‌شد، زماني كه عقرب سياه به سمت محل دادگاه برده مي‌شد خانواده قربانيان به سمت وي حمله ور شدند.

قربانيان جنايات عقرب سياه در گفت‌وگو با فارس نسبت به نقض حكم اعدام توسط ديوان‌عالي كشور، اعتراض كردند.


به گزارش فارس، صبح امروز جلسه رسيدگي به اتهامات عقرب سياه در شعبه 79 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد اما به دليل عدم حضور وكيل مدافع متهم، جلسه دادگاه به 3 هفته ديگر موكول شد.


از 30 نفر شاكي اين پرونده تنها 2 شاكي در دادگاه حضور يافتند، كه اين افراد نيز توسط يكي از بستگان عقرب سياه كه در ورودي دادگاه حضور يافته تهديد شدند.


عقرب سياه هنگام ورود به دادگاه و تا زمان برگزاري محاكمه در اداره حفاظت دادگاه نگهداري مي‌شد، زماني كه عقرب سياه به سمت محل دادگاه برده مي‌شد خانواده قربانيان به سمت وي حمله ور شدند.


فهيمه يكي از قربانيان اين جنايت در گفت‌وگو با خبرنگار فارس گفت: عصر روز 11 اسفند سال 87 خودرويي را از ميدان شوش به سمت خيابان ستارخان به صورت دربست كرايه كردم. راننده خودرو به بهانه فرار از ترافيك، از خيابان‌هاي خلوت گذر مي‌كرد و در يك فرصت با شوكر برقي به سمتم حمله ورشد.


اين زن قرباني كه با به خاطر آوردن روز حادثه دست‌هايش مي لرزيد ادامه داد: عقرب سياه آن‌قدر به شوكر به بدنم ضربه وارد كرد كه ديگر توان و قدرتي نداشتم. در ادامه اين جاني پليد مرا به تپه‌هاي جاده رباط كريم كشاند و در‌ سرماي سوزناك لباس‌هايم را از تنم درآورده و به طور وحشيانه‌اي مورد آزار و اذيت قرار داد.


فهيمه در حالي‌كه وحشت چشمانش را فرا گرفته بود، افزود: عقرب سياه دست و پاهايم را بسته بود و از طرفي به دليل ضربات شوكر توان دفاع از خودم را نداشتم، التماس‌هايم نيز راه به جايي نمي‌برد.


وي اظهار داشت: عقرب سياه، پس از آزار و اذيت وحشيانه، با دست و پاي بسته من را داخل چاه انداخت. در آن لحظه به امام رضا(ع) متوسل شدم و خواستم تا نجاتم بدهد، اصلاً‌ فكر نمي‌كردم كه زنده بمانم. يك جوان بسيجي كه درحال گذر از آن اطراف بود ناله‌هايم را شنيد و موضوع را به اورژانس و آتش نشاني گزارش داد و من نجات يافتم.


فهيمه گفت: عقرب سياه، چندين بار از زندان تماس گرفته و تهديدم كرده است، به طوري‌كه مجبور به تغيير محل زندگي شده‌ايم.


مادر فهيمه نيز در اين ارتباط گفت: آن روز وقتي فهميه دير كرد، نگران شدم و موضوع را با شوهرش درميان گذاشتم تا اين‌كه چند روز بعد از بيمارستاني واقع در جنوب تهران تماس گرفتند و گفتند كه فهميه در بيمارستان بستري است.


مادر فهيمه در حالي‌كه اشك مي‌ريخت، افزود: از آن روز به بعد، فهميه مدام تحت نظر روانپزشك و روانشناس است و بايد دارو مصرف مي‌كند و اين داروها باعث شده تا وزنش زياد شود. فهيمه در حال حاضر از مردان غريبه وحشت دارد، قبل از رسيدن به دادگاه نيز مضطرب بود و دستانش مي‌لرزيد.


وي افزود: نمي‌دانم چرا ديوان عالي حكم اعدام عقرب سياه را نقض كرده است، اين فرد براي زنان و نواميس مردم مزاحمت ايجاد كرده و زنان بي‌گناه را مورد آزار و اذيت قرار داده است.


* عقرب سياه، زندگي‌ام را از هم پاشيد


الهام يكي ديگر از قربانيان اين پرونده نيز گفت: روز حادثه، در خيابان پيروزي در حالي‌كه از بانك مبلغ زيادي پول گرفته بودم، براي اولين خودروي عبوري دست تكان داده و خواستم تا به صورت دربست مرا به محل كار شوهرم برساند، راننده پژو به من يك خرما تعارف كرد و گفت اين خرما را خورده و فاتحه‌اي براي يكي از نزديكانش بفرستم.


الهام كه نمي‌توانست، اضطراب خود را پنهان كند، افزود: با خوردن خرما حالت گيجي به من دست داد و در ادامه عقرب سياه با شوكر ضربات زيادي را به بدنم وارد كرد، طوري‌كه قدرت حركت دادن عضلات بدنم را نداشتم.


وي اظهار داشت: عقرب سياه من را به سمت تپه‌هايي در اطراف رباط كريم برد و پس از بيرون آوردن لباس‌ها و بستن دست‌ها و پاهايم، به طور وحشيانه آزار و اذيتم كرد. آن روز برف هم آمده بود.


الهام گفت: پس از آن عقرب سياه، دو شرط برايم تعيين كرد يكي اين‌كه مرا خفه كند يا اين‌كه با ماشين از رويم رد شود، التماسش كردم و گفتم اجازه بده تا براي آخرين بار عكس تنها فرزندم را ببينم. عقرب سياه قرآني را كه عكس فرزندم داخلش بود، محكم به سرم زد و پس از حفر يك گودال، تن زخمي و بي‌حسم را درون گودال انداخت.


وي اظهار داشت: با تقلاي فراوان از گودال بيرون آمده و با غلت زدن از روي تپه‌ها خودم را به كنار جاده رسانده و نجات پيدا كردم، پس از اين حادثه شوهرم يا يك بچه طلاقم داد.


الهام گفت: تاكنون چندين بار از طرف خانواده عقرب سياه تهديد شده‌ام و مجبور شده‌ام 3 بار محل زندگي و تحصيل فرزندم را تغيير دهم، اما آنان هر بار آدرس جديد را پيدا مي‌كنند و تهديدات‌شان ادامه دارد. آن‌ها مدعي‌اند يكي از تاجران معروف بازار آهن از بستگانشان است و از نفوذ خود استفاده مي‌كند.


س.م يكي ديگر از قربانيان اين حادثه در گفت‌وگو با فارس گفت: روز حادثه در حالي كه شوهر و فرزندانم در خانه منتظرم بودند، يك خودرو را دربستي كرايه گرفته تا زودتر به منزل برسم اما راننده خودرو ضمن تغيير مسير در شرايطي كه جاده مه آلود بود از خودرو پيدا شده و با يك جسم سخت به سرم كوبيد موجب شد بيهوش شوم.


وي اظهار داشت: وقتي به هوش آمدم، در تپه‌هاي معروف اطراف رباط كريم بودم، هرچه التماس كردم و به عقرب سياه گفتم كه شوهر دارم و اين كار نكند اما او بدون توجه به گريه‌ها و التماس‌هايم، وحشيانه آزارم داد.


س.م گفت: شوهرم اجازه نمي‌دهد در جلسات دادگاه حاضر شوم اما از قانون مي‌خواهم تا اين فرد شرور كه باعث ناامني و شرارت شده را حتماً اعدام كنند.


عقرب سياه تحت عنوان مسافربر زنان را سوار خودرو كرده و در فرصت مناسب آنان را به حاشيه شهر كشانده و مورد آزار و اذيت قرار مي‌داد. در حالي كه تحقيقات براي شناسايي و دستگيري متهم به صورت ويژه آغاز شده بود، چند زن و دختر ديگر به شاكيان پرونده افزوده شدند.


مأموران سرانجام «عقرب‌سياه» را هنگام درگيري با يك زن در بيابان‌هاي اطراف تهران به دام انداختند. پسر 27 ساله در بازجويي‌ها به آزار و اذيت زنان اعتراف كرد و گفت: با خودروي خود طعمه‌هايش را شكار مي‌كرد.


بدين ترتيب پرونده با شكايت چند قرباني براي رسيدگي به شعبه 77 دادگاه كيفري استان تهران ارسال و متهم دي ماه گذشته محاكمه شد. عقرب سياه در جلسه محاكمه غيرعلني برابر پنج قاضي دادگاه عالي جنايي تهران با انكار اعترافات و اظهارات گذشته‌اش گفت:«فقط براي سرقت پول، طلا و اموال گرانقيمت زنان و دختران را مي‌دزديدم، بنابراين ادعاهاي آنها مبني بر تجاوز بي‌اساس است!»


شاكيان پرونده زماني كه با انكار‌هاي متهم مواجه شدند، لحظات هولناكي را كه سپري كرده بودند براي دادگاه بازگو كردند.


در پايان جلسه رئيس شعبه 77 دادگاه كيفري استان و چهار قاضي مستشار ـ به اتفاق آرا حكم اعدام «عقرب سياه» را صادر كردند.


از آنجا كه عقرب سياه توانسته بود رضايت تعدادي از شاكيان پرونده را جلب كند، ديوان عالي كشور رأي دادگاه را نقض و بار ديگر پرونده را به شعبه 79 دادگاه كيفري ارسال كرد.



عقرب سياه، هم‌زاد حکومت اسلامی؟ شکوه ميرزادگی

اين روزها در کنار بی‌داد و سرکوب و کشتار حکومت اسلامی نسبت به مردمان بی‌گناه و حق‌طلب و آزادی‌خواه سرزمين‌مان، و در کنار رفتارهای وحشيانه‌ی اراذل و اوباش و مرگ‌طلب‌های “مجلس اسلامی” که، به نام دروغين نمايندگان مردم، بر صندلی‌های ضد مردم نشسته‌اند، حکمی بی‌سروصدا در “دادگستری” حکومت اسلامی تصويب شد که بار ديگر نشان می‌دهد که اين حکومت، در کليت خود، دشمن هفتاد ميليون مردمی است که اشتباهی تاريخی يا تصادفی غيرمترقبه آن‌ها را اسير چنين حکومتی کرده است


برائت عقرب سياه

حکم مزبور در شعبه ۷۹ دادگاه کيفری استان تهران، در همين هفته گذشته صادر شد؛ حکم برائت «عقرب سياه».

عقرب سياه نام مردی است که سه سال پيش با عنوان راننده يک اتومبيل مسافر کش، سی زن و دختر را، که بيشترشان دارای همسر و فرزند بوده اند، به بيابان ها می کشد، شکنجه و آزارشان می می دهد، به آن ها تجاوز می کند، و اموال شان را برمی دارد و عريان رهايشان می کند.

خبر حکم برائت اين مرد در يکی دو رسانه ی دولتی منتشر شد و در هياهوی تظاهرات آزادی خواهانه ۲۵ بهمن، و تدارک تظاهرات اول اسفند، گم شد.

در واقع دادگاه بهترين زمان را برای انتشار اين خبر در نظر گرفته بود، زمانی که ميليون ها ميليون از مردمان سرزمين مان، چه در داخل و چه در خارج با همه ی وجودشان چشم به سوی مبارزات خيابانی مردم برخاسته عليه حکومت را داشتند، دلشان در تب و تاب سلامت آن ها بود، جانشان سوخته از مرگ محمد مختاری و صانع ژاله بود؛ و دادگاه اسلامی، بنا بر ماهيت هميشگی اش، کاری را که می خواست انجام داد و عقرب سياه را تبرئه کرد. راستش من نيز که چشم و گوش و جان به خبرهای آزادی خواهان سرزمينم داشتم، ابتدا، حتی وقتی که يکی از دوستانم خبر تبرئه عقرب سياه را برايم فرستاد، متوجه اهميت اين خبر نشدم، و اگر ديروز فردی از اقوام نزديک يکی از سی زنی که قربانی عقرب سياه شده بود به من تلفن نمی زد و گريه کنان از وحشت خود و خانواده اش در پی احتمال آزاد شدن و بازگشت عقرب سياه نمی گفت همچنان در بی خبری می ماندم.

قوم و خويش جوان يکی از اين سی زن قربانی می گفت: «به خدا ما هم مثل همان هايی هستيم که جمهوری اسلامی به زندان می اندازد و بهشان تجاوز می کند؛ مثل همان هايی هستيم که در کوچه و خيابان تيرشان می زند؛ با اين تفاوت که آن ها پيش مردم سربلند هستند که دارند برای نجات وطن شان زندانی می شوند، مورد تجاوز قرار می گيرند و می ميرند و ما سرافکنده ايم که حتی نمی توانيم بگوييم عوامل اين حکومت، که عقرب سياه يکی از آن هاست، چه به روز ما می آورند. شما را به مقدسات تان سوگند صدای ما را هم منعکس کنيد. فقط خانواده ی ما نيست؛ خيلی از زنان ايران در خطر تجاوز اين عقرب ها هستند.» (نقل به مضمون)

دختری که به من زنگ زد می گفت «همه می دانند که پشت عقرب به بعضی از پاسداران گردن کلفت بند است اما کسی جرات ندارد بگويد.» می گفت: «اين سی زن را يا تهديد کردند و نگذاشتند که به دادگاه بيايند و يا در دادگاه صدايشان را بريدند».

من در همين بيست و چهار ساعت گذشته تقريباً کليه ی خبرهای مربوط به پرونده عقرب سياه را که در نشريات بوده خوانده ام، با اين که گفته ی فقط يکی از زنان قربانی برای ماه ها رنجور کردنم کافی بوده است، اما فقط لينک خلاصه ای از مسير دادگاهی شدن عقرب سياه را که نه در نشريه ای «ضد انقلاب» يا «طرفدار فتنه» که در نشريه ای طرفدار حکومت منتشر شده است در زير مطلب حاضر می آورم.(*)


جنايتکار قرآن خوانِ فدايی حکومت

خواندن پرونده ی عقرب سياه و گفته های شاهدين و حتی گفته های اوليه ی پليس چند مورد را به روشنی نشان می دهد: در اين که عقرب سياه با اتومبيلی که عنوان مسافرکش را داشته دست به آدم ربايی زده ترديدی نيست، در اين که تمامی اين زن ها را با مسموم کردن و شوک فلج کرده و به آن ها تجاوز نموده ترديدی نيست، (اگرچه قوه قضايی مايل است که همه ی تجاوز های به زنان را «اذيت و آزار» نام دهد)، و در اين که آن ها را زير شکنجه هايی هراس انگيز آزار داده و اموال شان را به يغما برده نيز ترديدی نيست، اما همه ی اين اعمال را دادگاه پوسيده ی حکومت اسلامی يکی يکی رد کرده است. ابتدا عنوان آدم ربايی را از پرونده او حذف کرده اند، سپس اتهام تجاوز را، و دست آخر هم او را به دليل دزدی به شلاق محکوم کرده و با تهديد از بيشتر شاکيان برايش رضايت گرفته است.

عقرب سياه در زندان به يکی از «قاريان قرآن» و «فداييان حکومتی» تبديل شده و از اين طريق با کمک مسئولين زندان و مسئولين قوه ی قضاييه به طور مرتب با قربانيان خويش تماس گرفته و آن ها را تهديد می کرده که رضايت دهند؛ تهديد می کرده که سخن از تجاوز نگويند؛ تهديدهای او متوجه کودکان اين زن ها نيز بوده است. او نام فرزندان اين زن ها، و حتی مدارس آن ها، را در اختيار داشته است. حتی وقتی يکی از اين زن ها از ترس خانه و مدرسه بچه اش را تغيير می دهد او بلافاصله باز هم تلفن می کند و اطلاعات جديد را به او می دهد. او در طول دادگاه فاتحانه لبخند می زده، اما هر بار که يکی از زن ها گرفتار خشم شده و صدا بلند می کرده «قضات» او را تهديد به بازداشت می کرده اند.

گروه زيادی که خود را از خانواده ی عقرب سياه می دانند در تهديد قربانيان و خانواده های آن ها نيز نقش داشته اند. آن ها در تمام طول دادگاه ها حضور داشته و به تهديد و ارعاب مشغول بوده اند.


شباهت شگرف عقرب سياه و حکومت اسلامی

وقتی داشتم پرونده ی عقرب سياه را دنبال می کردم متوجه شباهت شگرف اين مرد و وضعيت و اعمال و رفتار او با حکومتی شدم که اکنون سرزمين ما را اشغال کرده است.

حکمی که اين حکومت در تبرئه ی عقرب سياه صادر کرده، در کنار کليه ی اعمال حکومت اسلامی، از کشتار، تجاوز، و آزار و شکنجه آزادی خواهان گرفته تا دزدی و چپاول و فرهنگ ستيزی و واپسگرايی اش، ثابت می کند تفکری که پشت اين حکومت نشسته تفکر همان عقرب سياهی است که جز زهر، مرگ و نيستی در طبيعت و طينت اش چيزی يافت نمی شود.

عقرب سياه، اگر چه ظاهراً مردی متجاوز و وحشی و جنايتکار است و گرفتار آمده در در زندان حکومت اسلامی، اما زاده ی خلف همين حکومتی است که هزارها چون او را در دامان آلوده به فساد و تباهی و دروغ خويش پرورده تا به جان مردمانی بياندازد که خوی او را، و راه و رسم او را برنمی تابند.

اين مرد را، اين عقرب سياه را، از هر نظری که تعريف کنيم می بينيم که با تعريف حکومت اسلامی همسانی کامل دارد: مگر نه اينکه يک بيمار خطرناک روانی است؟ موجودی بی قلب و روح است؟ يک ضد بشر و به ويژه زن ستيز است؟ يک قاری قرآن است که خودش را به مذهبی می بندند، اما دين و ايمان ندارد؟ يک فريبکار است که قربانيان خود را با فريب مذهب که سمبلش همان «خرمای سم آلود» است بی هوش و بی خبر و ناآگاه می کند تا بتواند آن ها را تا هر کجا که می خواهد بکشاند؟ يک دروغگو، يک متجاوز، يک سودجو و يک دزد است؟ يک مردم کش و آزادی کش است؟

به راستی کدام يک از اين صفات را حکومت اسلامی ندارد که دستگاه قضايی اش بخواهد به خاطر آن «عقرب سياه» و عقرب های سياهی را که با تکيه به اين حکومت به جان مردم افتاده اند محکوم کند؟ کدام دستگاه قضاوتی در کل تاريخ جهان به جنايتکاری که به سی زن، به سی شهروند بی گناه و بی خبر، تجاوز کرده، شکنجه شان کرده، و آن ها را تا دم مرگ کشانده، حکم برائت داده است، جز دستگاه های، مثلاً، قضايی اشغالگرانی که خود در تجاوز و شکنجه مردمان در سرزمين تصرف شده شان همراه و همکار بوده اند؟

اکنون عقرب سياه، به عنوان همزاد و همراه واقعی حکومت اسلامی زنجير پاره کرده و وحشی و بيدادگر راهی جامعه ای می شود که در فرهنگ زيبا، انسانی، و خردمندانه اش احترام به حقوق مردمان، احترام به دادگری، و احترام به خصوص به زن جايگاهی ويژه دارد.

و شک نيست که راه جلوگيری از پراکنده شدن بيشتر زهر اين عقرب جنايتکار و همه ی عقرب هايی که زاده ی اين حکومت آزادی کش مردم ستيز هستند تلاش برای به پايان رساندن حکومت اسلامی در ايران است.

۲۱ فوريه ۲۰۱۰


* جهان نيوز: در خبرها آمده است که جوان ۲۷ ساله ای که به اتهام تجاوز به ۳۰ زن دستگير شده بود، از اتهام وارده تبرئه شده است. جهان نيوز، از مخاطبان درخواست دارد اخبار زير را که از ابتدای رسيدگی به پرونده اين فرد شيطان صفت است مرور کرده و قضاوت خود در خصوص رای صادره را اعلام نمايند.

۲۰ ارديبهشت ۸۹: حکم اعدام پسر شيطان صفت موسوم به «عقرب سياه» که ۱۵ زن و دختر را با تهديد شوک برقی مورد آزار و اذيت قرار داده بود، از سوی قضات ديوان عالی کشور نقض شد. هیأت قضايی دادگاه پس از محاکمه و شور، حکم به اعدام متهم دادند اما قضات ديوان عالی کشور، به دليل احراز نشدن شرايط تجاوز به عنف، پس از نقض اين حکم پرونده را برای رسيدگی به شعبه هم عرض فرستادند که بزودی قضات شعبه ۷۹ دادگاه کيفری استان تهران رسيدگی به پرونده را آغاز خواهند کرد.

۱۱بهمن ۸۹: از ۳۰ نفر شاکی اين پرونده تنها ۲ شاکی در دادگاه حضور يافته‌اند، که اين افراد نيز توسط يکی از بستگان عقرب سياه که در ورودی دادگاه حضور يافته تهديد شده‌اند.

۱۳ بهمن ۸۹: سارا، ۳۲ ساله، سومين قربانی عقرب سياه است که حدود ۴ سال پيش برای اولين بار قربانی اين فرد شده و جسد بی جان{نيمه جان} وی در اطراف بخش فشافويه کشف شد. او می گويد: به او گفتم داخل کيفم يک قرآن است و عکس پسرم. تورو خدا قرآن را به من بده و اجازه بده با عکس پسرم وداع کنم. اما او قرآن را به صورت من کوباند و عکس پسرم را هم پاره کرد و در قبری که برای من کنده بود ريخت. بدنم هيچ گونه احساسی نداشت تنها گريه می‌کردم از اينکه چرا لباسی بر تن ندارم حتی نمی‌توانستم خودم را تکان بدهم. نمی‌توانستم فرياد بزنم.

۱۳ بهمن ۸۹: به گفتهء برخی از شاکيان اين پرونده، متهم از داخل زندان و به نحوی که اصلاً معلوم نيست، شماره ی همراه اين افراد را به دست آورده و بعد از اينکه موفق نشده است از طريق مسالمت ‌آميز آنها را به اعلام رضايت راضی کند،‌ به زور متوسل شده و آنها را تهديد کرده است. يکی از اين شاکيان مدعی شده است که متهم بعد از تماس با او، اطلاعات شخصی و حتی محل تحصيل فرزندش را هم به او گفته و او را تهديد کرده که در صورت عدم رضايت، فرزند خردسالش را قطعه قطعه خواهد کرد.

۲۰ بهمن ۸۹: محاکمه «عقرب سياه»، جوانی که متهم است ۳۰ زن و دختر جوان را ربوده و مورد آزار و اذيت قرار داده است، دقايقی قبل به پايان رسيد. در اين جلسه، بعد از اينکه حدود ۸ نفر از شاکيان پرونده دوباره با اعلام شکايت از متهم، نحوه اقدامات متهم را بازگو کردند، متهم در جايگاه ايستاد و از خود دفاع کرد. متهم، عليرغم اعترافات قبلی خود در آگاهی، که آن را تحت فشار اعلام کرد، امروز در مقابل قاضی حسينی، فقط اتهامات آدم‌ربايی و سرقت اموال شاکيان را پذيرفت و مدعی شد که آنها را مورد آزار و اذيت قرار نداده است.

۳۰ بهمن ۸۹: جوان معروف به «عقرب سياه» و متهم به ربودن، آزار و اذيت و سرقت اموال ۳۰ زن و دختر جوان، بعد از محاکمه در شعبه ۷۹ دادگاه کيفری از اتهام تجاوز به عنف تبرئه شد. در روزهای گذشته يک نفر از قضات اين شعبه، قائل به ۲ بار اعدام اين متهم بود اما ۴ نفر ديگر،‌ قائل به اين مسئله نبودند و نظر به تبرئه وی از اتهام تجاوز به عنف داشتند اما در نهايت با نظر ۳ نفر از مستشاران، متهم تبرئه شد. متهم در اين خصوص به تحمل شلاق محکوم شد.


  • Balatarin
    Tags: , ,

    1 Comment


    1. Iran’s “Forgotten” Revolution for Democracy Becomes a Genocide |

    Leave a Response