Persian2English

Breaking the Language Barrier on Human Rights

Majid Tavakoli’s Mother: “Please Allow my Son to Visit His Ailing Parents This New Year”

March 19, 2011

March 17, 2011, Jaras – Days before the Persian New Year, the head of judiciary published a statement announcing that political prisoners would not be given furlough this new year.

Majid Tavakoli was arrested on December 7th, 2009 [Iran’s Student Day] while giving a speech in front of Amirkabir University.  Tavakoli was sentenced to 8.5 years prison [5 years for participating in illegal gatherings, 2 years for insulting the Supreme Leader, 1 year for propaganda against the regime and six months for insulting the president of Iran]. In addition, Tavakoli has been deprived of all political activities and banned from leaving the country for five years.

It is worth mentioning that Majid Tavakoli was transferred from Evin prison to Rajai Shahr prison per the insistence by Iran’s Ministry of Intelligence. On February 1, 2011, Tavakoli was tried once again by branch 28 of the Revolutionary Court, presided by Judge Moghiseh, without notifying his family or lawyer.  During his trial, Tavakoli refused to comply with Judge Moghiseh’s request to deny letters leaked from prison written by him. Tavakoli also refused to condemn Green media outlets for publishing the letters.

Right before the Persian New Year, JARAS interviewed Majid Tavakoli’s mother to discuss her concerns and hope for the future. The content of the interview is as follows:

Mrs. Tavakoli, how long has it been since you’ve last heard from your son?

I have heard nothing from my son since last January. They [the prison authorities] have not even allowed him to make a phone call. His father and I are both ill. The journey to Rajai Shahr prison is very long and we are unable to visit him.  We have no news of Majid’s physical and psychological well-being since September, when his brother last visited him.

Are the authorities aware of you and your husband’s ailing conditions?

Yes, they are aware that we are both ill and unable to embark upon the 17 hour journey to visit him.

Have the authorities explained why his telephone privileges have been banned or why he has not be granted furlough?

In mid-January, they informed us that Majid no longer has access to a telephone. I am very distressed.  I, myself, have contacted the prison several times but I was told that the phones were disconnected and no one was answering. I pleaded with them on numerous occasions and explained that my husband and I were not in any physical condition to travel. I asked that they at least allow me to hear my son’s voice, if only for a few minutes. However, they refused to answer a concerned and heavy-hearted mother. What can I say? I am a mother and I yearn to see my son.

Are you hopeful that your son may be at your side this Persian New Year?

We expect more than furlough for our son. We expect that he is finally freed, but if they won’t release him, they should at least allow him to spend the new year with his family.

As a mother who has been deprived of seeing her son and hearing his voice for months, what would you like to say to the judicial authorities?

For an ailing mother and father deprived of seeing their son for 16 months, requesting that he be granted furlough is not too much to ask. We are not alone in our request. All families of political prisoners would like to see their loved ones at home this new year.  I hope that they will release everyone and put an end to these difficult circumstances. I am hopeful that they will lift this sadness from our hearts. If any of the officials in charge can hear my voice, since Majid’s father and I are ill, I ask that they at least allow for him to come home and visit with us.  This is the right of every political prisoner and their families. I wish I could explain the pain in my heart, so that people could understand what we are going through. I cry night and day. I miss Majid terribly. We are approaching Persian New Year.  Everyone is happy and content. Our house on the other hand, is filled with sadness, nostalgia, and concern.  Last year for Persian New Year, Majid was also not with us. We never bothered to lay the Haft Sin table [Persian New Year tradition], nor did we celebrate the arrival of the New Year.  I only stared at my Majid’s picture and cried. I stayed by the phone with the hope that I may hear my Majid’s voice; but the phone never rang and I never had the opportunity to hear my son’s voice.  You cannot imagine how difficult it is to wait, particularly for a mother whose eyes are set on the door and whose ears await the ring of a phone. The days and nights pass and we continue to wait. I ask anyone who hears my voice to take a compassionate step and allow Majid to visit with his ailing mother and father. I ask God to grant happiness to the families of political prisoners and their incarcerated loved ones.

We thank you for providing us with the opportunity to speak with you and we look forward to the day when all our incarcerated loved ones are free.

Translation by Banooye Sabz
Edited by Persian2English

Related Read: A Letter to Majid Tavakoli from His Sister

مادر مجید توکلی: بگذارند فرزندم حداقل عید به ملاقات پدر و مادر بیمارش بیاید

جرس: در حالیکه در آستانه فرا رسیدن سال نو هجری شمسی هستیم، رئیس قوه قضاییه طی بخشنامه ای در مورد مرخصی های نوروزی زندانیان اعلام کرده است که زندانیان سیاسی به مرخصی نوروزی نمی آیند.

مادر مجید توکلی که ماههاست از دیدن روی فرزندش محروم است، می گوید: ” الان نزدیک عید است همه شاد و خوشحالند اما خانه ما پر از غم و دلتنگی و نگرانی است. عید پارسال هم مجید پیش ما نبود اصلا سفره هفت سین پهن نکردم و سال تحویل خانه ما فقط گریه بود. من عکس مجیدم را نگاه می کردم و گریه می کردم. فقط پای تلفن بودم که شاید صدای مجیدم را بشنوم اما نه تلفن زنگ خورد نه صدای پسرم را شنیدم. بخدا نمی دانید چقدر انتظار سخت است بخصوص برای یک مادر که چشمش به در خانه و گوشش به تلفن است اما روزها و شب ها می گذرد و ما همین طور در انتظار و دلتنگی هستیم. من خواهش می کنم هر کس صدای من را می شنود یک قدم خیر بردارد بگذارد مجید به ملاقات پدر و مادر بیمارش بیاید.”

مجید توکلی در تاریخ ۱۶ آذر ماه بعد از مراسم روز دانشجو در مقابل دانشگاه پلی تکنیک بازداشت شد. توکلی به ۸ سال زندان محکوم شد که حکم وی به قرار زیر است: ۵ سال به دلیل اجتماع و تبانی، ۲ سال توهین به رهبری، ۱ سال تبلیغ علیه نظام، ۶ ماه توهین به رئیس جمهور، ۵ سال محرومیت از فعالیت سیاسی و ۵ سال ممنوع الخروج از کشور.

گفتنی است، مجید توکلی به اصرار وزارت اطلاعات از زندان اوین به زندان رجایی شهر تبعید شد و ۱۲ بهمن ۸۹ به شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه فراخوانده شد تا مورد محاکمه مجدد قرار بگیرد این در حالی است که به وکیل و خانواده توکلی اطلاعی داده نشده بود. قاضی مقیسه از وی خواست که با تکذیب بیانیه‌های منتشر شده و نوشته‌هایی که به بیرون از زندان فرستاده است، از سایت ها و عاملان انتشار این مطالب نیز اعلام شکایت کند که با مخالفت مجید توکلی روبرو شد.

حال در آستانه سال نو خورشیدی “جرس” با مادر مجید توکلی در خصوص دلتنگی ها و آرزوهایش به گفتگو نشسته که متن آن در پی می آید:

خانم توکلی الان چه مدت است که از فرزندتان بی خبر هستید؟

از اول بهمن ماه هیچ خبری از پسرم ندارم حتی نگذاشته اند که تلفن کند. من و پدرش هم که مریض هستیم و راه طولانی است و نمی توانیم ملاقاتش برویم. از شهریور ماه که برادرش توانسته به ملاقاتش برود هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی و روحی مجید نداریم.

مسئولین از وضعیت نامناسب جسمی و بیماری خود و همسرتان باخبر هستند؟

بله می دانند که ما مریض هستیم و مسافت هفده ساعته راه را نمی توانیم طی کنیم.

علت قطع تماس تلفن و عدم موافقت با مرخصی را گفته اند؟

از اول بهمن ماه که تلفن مجید قطع شده من خیلی ناراحتم. من خودم چند بار تلفن زدم زندان اما گفته اند تلفن قطع است و هیچ جوابی نمی دهند. بارها التماس کردم که شرایط من و پدر مجید این جور است بگذارید حداقل دو  سه دقیقه صدای پسرم را بشنوم تا آرام شوم اما دریغ از پاسخ به یک مادر نگران و دلتنگ. چه کنم مادرم دلم بی تاب پسرم است…

امید دارید که پسرتان برای عید نوروز در کنارتان باشد؟

انتظار ما بیشتر از مرخصی است و می خواهیم آزاد شود اما خوب اگر نمی گذارند حداقل بگذارند عید خانه بیاید.

بعنوان یک مادری که ماهها است نه روی فرزندش و نه صدای او را شنیده چه صحبتی با مسئولین قضایی دارید؟

یک پدر و مادربیماری که شانزده ماه از دیدن روی فرزندشان محروم بوده اند، یک مرخصی انتظار زیادی نیست. ما تنها نیستیم همه خانواده های زندانیان سیاسی می خواهند عید عزیزشان پیش آنها باشند. امیدوارم همه را آزاد کنند و به این شرایط سخت خاتمه بدهند این غم سنگین را از روی دل ما بردارند. اگر کسی از مسئولین صدای من را می شنود کاری کند تا من و پدر مجید که مریض هستیم نمی توانیم برویم ملاقاتش حداقل مجید به ملاقات ما بیاید. این حق زندانیان و خانواده های آنهاست.

بخدا نمی دانم چه جور حرف دلم را بزنم تا کسی وضعیت من را درک کند. شب و روز گریه می کنم و دلم برای مجید یک ذره شده است. الان نزدیک عید است همه شاد و خوشحالند اما خانه ما پر از غم و دلتنگی و نگرانی است. عید پارسال هم مجید پیش ما نبود اصلا سفره هفت سین پهن نکردم و سال تحویل خانه ما فقط گریه بود. من عکس مجیدم را نگاه می کردم و گریه می کردم. فقط پای تلفن بودم که شاید صدای مجیدم را بشنوم اما نه تلفن زنگ خورد نه صدای پسرم را شنیدم. بخدا نمی دانید چقدر انتظار سخت است بخصوص برای یک مادر که چشمش به در خانه و گوشش به تلفن است اما روزها و شب ها می گذرد و ما همین طور در انتظار و دلتنگی هستیم. من خواهش می کنم هر کس صدای من را می شنود یک قدم خیر بردارد بگذارد پسرم به ملاقات ما بیاید.

از خدا می خواهم که عید نوروز دل خانواده های زندانیان سیاسی و عزیزان در بندشان مثل بقیه مردم شاد باشد.

به امید آزادی همه عزیزان دربند و با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

  • Balatarin
    Tags:

    Leave a Response