Persian2English

Breaking the Language Barrier on Human Rights

The last moments of Hoda Saber’s life in Evin prison, according to a cellmate

June 15, 2011

A description of Mr. Saber’s last moments in ward 350 of Evin prison, according to a cellmate:

At midnight on June 10, 2011, after nine days of hunger strike, Mr. Saberi suffered a heart attack. After informing the ward’s prison guard, Mr. Daei, we planned for Mr. Saberi’s transfer to the prison clinic. With the help of those present, he was transferred to the area in front of the ward on a stretcher. Unfortunately, it took the ambulance 15 minutes to drive Mr. Saberi to the clinic; a distance that was only a minute away.

After Mr. Saber was taken to the clinic, the cellmates were returned to the ward. Half an hour later, however, we saw Mr. Saber back in the ward. His condition was more aggravated than when he left the cell. Extremely worried, we asked him about his situation and the events that took place in the clinic. He told us that he was severely beaten by agents and a person called “Azemat” in the clinic. They had punched Mr. Saber in the head, and then the clinic’s personnel threw him out bare feet.

The cellmates complained to the prison guard on duty about the way Mr. Saber was treated. The guard denied Mr. Saber’s account. Meanwhile, we witnessed Mr. Saber’s condition deteriorate. He was feeling pain in the chest area and the left side of his body. He was also feeling nauseous. Due to what had happened to him in the prison clinic, he strongly refused to return there. Finally, and upon the insistence of friends who were concerned about his health, the guard on duty promised to protect Mr. Saber against the assailants and transfer him to a hospital outside the prison. Mr. Saber was once again taken to the area in front of the ward on a stretcher.

The ambulance arrived extremely late again which resulted in the deterioration of Mr. Saber’s condition. Once the ambulance arrived, we were presented with a dysfunctional equipment and stretcher. Finally, and after much difficulty and trouble, Mr. Saber was transferred inside the ambulance. This was our last meeting with our dearest and most moral friend.

During the last class lesson in ward [350 of Evin prison], Mr. Saber told us, “There are blanks and gaps in every passing (death), and others have to pursue to fill those. Ezzatollah Sahabi and Haleh [his daughter who was killed at his funeral] also left us gaps and blanks.”

Translation of the above letter from Evin prison by Siavosh Jalili, Persian2English
P
ersian text of the letter published by

Persian2English editor’s note: On June 12th, news broke out that imprisoned journalist and opposition activist Hoda Saber died of a heart attack in Evin prison after ten days on hunger strike. The next day 64 political prisoners in ward 350 of Evin prison issued a joint statement detailing the last hours of Hoda Saber’s life. An excerpt of the statement reads: “We Testify that Hoda Saber was not suffering from any health problems. Medical records in Evin’s medical facility can attest to that.”

شرح رخدادهای آخرین لحظه های حضور هدی صابر در بند 350: هر رفتی با نقطه چین هایی برای بقیه همراه است

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: بر اساس گزارش ارسالی از زندان اوین، زندانیان سیاسی همبند هدی صابر وقایع آحرین لحظات حضور او در بند عمومی را چنین نقل می کنند: در آخرین کلاس درس در بند (350)، آقای صابر به ما گفت: “هر رفتی با نقطه چین هایی برای بقیه همراه است که دیگران باید پیگیر آن باشند،عزت الله سحابی و هاله هم نقطه چین های خود را برای ما به جا گذاشتند.”

گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، شرح رخدادهای آخرین لحظه های حضور آقای صابر در بند 350 چنین نقل شده است:

نیم شب 20 خرداد پس از 9 روز ازآغاز اعتصاب غذای آقای صابر وی دچار حمله قلبی شد،پس از اطلاع به افسر نگهبان کشیک بند آقای دایی قرار به انتقال ایشان به بهداری زندان اوین شد.با همکاری حاضرین ایشان با برانکارد به محوظه جلوی بند منتقل شد که متاسفانه فاصله کمتر از یک دقیقه ای بهداری تا بند با تاخیر بیش از 15 دقیقه اس آمبولانس مواجه شد.پس از منتقل شدن ایشان به بهداری بچهی به بند منتقل داده شدند ولی نیم ساعت بعد شاهد بازگشت آقای صابر به بند بودیم و این بار در شرایطی نامساعدتر و تکیده ،با نگرانی حال ایشان و شرح ماوقع بهداری را جویا شدیم که خود ایشان بیان داشتند که در بهداری توسط عوامل آنها و شخصی به اسم “عظمت” مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و با مشت بر سر ایشان کوبیده شده و توسط پرسنل بهداری با پای برهنه از آنجا به بیرون انداخته شدند!!!

این نحوه برخورد با آقای صابر با اعتراض حاضرین در اتاق ایشان به افسر نگهبانب بند مواجه شد که البته از سوی ایشان به کلی تکذیب شد. در همین حال شاهد وخامت حال آقای صابر به صورت درد شدید در قفسه سینه و سمت چپ بدن و همچنین حالت تهوع در ایشان بودیم که متاسفانه به دلیل اتفاقات رخ داده در بهداری ،ایشان از منتقل شدن به آنجا به شدت امتناع کردند که درنهایت با اصرار دوستان که نگران حال ایشان بودند و قول افسر نگهبان مبنی بر حفاظت از ایشان در مقابل عوامل ضرب و شتم کننده وهمچنین انتقال به بیمارستانی خارج از زندان ؛ایشان به جلو بند با برانکارد انتقال داده شدند که متاسفانه با تاخیر مجدد بیش از حد آمبولانس حال ایشان رو به وخامت نهاد و حتی با حضور آمبولانس با خراب بودن برانکارد و تجهیزات آن مواجه شدیم و در پایان با سختی و مشقت بسیار هدی صابر به آمبولانس منتقل شد و این آخرین دیدار ما با عزیزترین و با اخلاق ترین دوستمان بود.

در آخرین کلاس درس در بند،آقای صابر به ما گفت: “هر رفتی با نقطه چین هایی برای بقیه همراه است که دیگران باید پیگیر آن باشند،عزت الله سحابی و هاله هم نقطه چین های خود را برای ما به جا گذاشتند.”


  • Balatarin
    Tags: , , ,

    1 Comment

    Trackbacks

    1. Three Prisoners of Conscience Launch Hunger Strike in Protest to Recent Activist Deaths | Persian2English

    Leave a Response