Persian2English

Breaking the Language Barrier on Human Rights

Iranian University Student Writes on Violence Against Women: “Invisible Wounds”

June 15, 2011

Written by Shadi Reyhani
Translation by Tour Irani for Persian2English

University of Tehran student, Shadi Reyhani, writes a piece on the invisible violence against Iranian women

Violence is not always about swollen eyes, broken teeth, and bloody noses. Violence can be the humiliation that comes from a dirty look; when a man looks down upon the fallen collar of a woman’s shirt while she is serving tea or the look of a brother when his sister is laughing out loud at a dinner party. These are the invisible looks. We are unaware what [these looks may] lead to once we leave the dinner party.

Violence is the fear that has slowly crept into the psyche of women. It is a silent violence void of any physical contact. It is when the man opens the door and the woman becomes agitated at once and becomes sad. She doesn’t know why. It is as if she is uneasy in the presence of her man. It is as if she is not herself.  She fears not being able to live up to his expectations. She thinks less of herself; perhaps she needs to be skinnier or fatter or more beautiful or happier or more conservative or sexier or more of a homemaker…or wiser.

Violence is what a woman thinks she should be rather than what she actually is. Violence is a mask that the woman wears so that she can be something different than what she is; something that satisfies her man.  A man can crush a woman without even touching her, without even intending to crush her.

The heritage passed down to men from their fathers and grandfathers: violence, harassment, and humiliation are continuations of common profanities directed toward someone’s mother and sister-  be it expressed in a serious or joking tone. This is when we teach our children to not “cry like a woman”.

Violence, harassment, and humiliation begin when a man asks Her not to wear something or not to socialize with certain people just because. This is considered ‘love’, a ‘love’ that soon turns into a tool to control. The result is women who lack self-confidence and feel powerless, sad, humiliated, fearful, dependent, and threatened to be left alone. These women may also get beaten up. They believe that these wounds are wounds of love. They believe a loving man must create wounds and wounds will heal over time.

A man’s violent behaviour is often legitimized by stating that he was drunk. When a man harasses, humiliates, and beats up a woman, being drunk is used a good excuse.

You know, physical abuse is not the worst type of violence against women. Swollen body parts, physical wounds, and broken bones heal with time. But the power, liveliness, and self belief that is taken away from women may never heal.

Violence is the heavy hand of a father that is raised against his nine-year-old daughter but never comes down on her. Violence is the bullying by a brother who forever puts a stop to the innocent love of a neighbour’s boy; frustrating his sister of pure neighbourly love. Violence is when a man burps out loud instead of thanking his wife for imprisoning herself in a kitchen all day to cook a delicious meal. Laws which enable a grandfather to inherit all of a woman’s inheritance when her father passes away are violent. Violence is when a brother earns twice the inheritance of his sister, and She is expected to appreciate the fact that He is the bread winner of the home.

Violence is about all of us women who accept all of the [above] without even protesting. And when one of us does protest, we ridicule her and call her names. We, ourselves are the embodiment of violence and we have no one else to blame.

زخمی که نمی بینیم …. یادداشتی زیبا درموردِ خشونت علیه زنان از شادی ریحانی

می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر و آزار گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که ارام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته خشونت بی کلام، بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشد سکسی تر باشد خانه دارتر باشد عاقل تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد. مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده خشونت، آزار، تحقیر امتداد همان “مادر … ها، … ها، خواهر …ها، مادرش را فلان ها، عمه اش را بیسار”هایی است که به شوخی و جدی به هم و به دیگران می گوییم. خشونت، آزار، تحقیر همان “زن صفت، مثل زن گریه می کردی”هایی است که بچه هایمان از خیلی کودکی یاد می گیرند. خشونت، آزار، تحقیر، پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون… . فلان لباس را نپوش چون…است. چون هایی که اسمشان می شود ” عشق”. عشق هایی که می شوند ابزار کنترل. که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس، بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته، تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است. که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود. خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها. می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شود خشونت دست سنگین پدری است که بر صورت دخترک 9 ساله اش بلند می شود اما هرگز فرود نمی آید. خشونت گردنکشی برادری است که نگاه پسرک معصوم همسایه را کور می کند و خواهر را ناامید می کند از عشق پاک و دیوار به دیوار همسایگی . خشونت آروغ زدن های شوهر است به جای دستت درد نکند برای دستپخت عالی یک صبح تا ظهر حبس شدن در آَشپزخانه . خشونت قانون نابرابر حق قیومیت پدربزرگی است که در فقدان پدر ، صاحب بلامنازع نوه ی دختری اش می شود بی اینکه حضور مادر در جایی دیده شده باشد. خشونت حق ارثی است که پس از مرگ پدر به تو داده می شود نیم آن چیزی که برادرت می گیرد و تازه منت بر سرت می گذارند که نان آور خانه ات دیگری است . خشونت خود ما زنانیم که تمامی اینها را می پذیریم بی هیچ اعتراضی و آن کسی را هم که در میانمان به اعتراض بلند می شود با القاب زن فلان و بهمان به سخره می گیریم . خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست

  • Balatarin
    Tags:

    5 Comments

    1. I love this article. so true.

    2. So very true. A brave and wonderful text.

    Trackbacks

    1. Iranian University Student Writes on Violence Against Women: “Invisible Wounds” / زخمی که نمی بینیم …. یادداشتی زیبا درموردِ خشونت علیه زنان از شادی ریحانی | Street Journalist
    2. زخمی که نمی بین…یم : خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست . « جهان زن
    3. زخمی که نمی بین…یم : خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست « سایت خبری راه کارگر

    Leave a Response