Persian2English

Breaking the Language Barrier on Human Rights

Letter from Prison: Nasrin Sotoudeh explains to her children why she can’t see them

November 01, 2011

Deutsche Übersetzung auf Julias Blog lesen

Click here for the latest news on Nasrin Sotoudeh

Nasrin Sotoudeh seen embracing her husband Reza Khandan on May 29th. Nasrin Sotoudeh was brought in handcuffs from Evin prison to the Iran Bar Association to attend a hearing whether to disbar Nasrin. The hearing was postponed.

Nasrin Sotoudeh’s newest letter to her two children

Letter by Nasrin Sotoudeh
Translation by Siavosh Jalili, Persian2English

Reza Khandan with 12-year-old daughter Mehraveh

My dear Mehraveh and Nima,

Last Monday, prison officials gave me two contradictory reports. At 2:00 p.m., the time of the weekly visits, I was told judicial authorities agreed to grant me in-person visits on Thursdays, in addition to the visits through glass partitions on Monday afternoons. However, at 5:00 p.m. on the same day, I was told I was being disciplined for refusing to wear the chador (head-to-toe cover that only reveals the face) during my visits, therefore I was banned from the Monday visits for three weeks. It is evident that the authorities have formed a disharmonious family. They do not even treat each other with respect and kindness. Chaos is ruling over their decision-making processes.

Remember, treat your friends the same way you treat your enemies. An enemy’s hostility cannot justify acts of violence toward anyone. I dare tell you that, no matter how they treat me, I bear no resentment and hostility toward those who consider me their enemy- nor will I go down the whirlpool of wrath and hatred they have created.

My dear Mehrvaeh and Nima,

I love you both very much. Like any other parents, I too wish you happiness and prosperity. I consider you first in every decision I make. One needs to consider the welfare of children in every decision. Receiving visits from you is very important to me. I suffer from not having held you for months. I am in pain from not hearing your voices.

My beloved ones, my actions now will be judged by you one day, whether I like it or not. That is why I want you to know that I will not allow them to take me to the visitation room in illegal attire they have forced on me. I prefer to be deprived from seeing you during my entire imprisonment term than to allow them to treat me any way they want. [I will not allow] them to force me to wear more hijab (cover) and subject me to additional force and coercion.

My dears, years ago, a law was passed that obligated all Iranian women to wear religious hijab. All women, whether they believed in hijab or not, observed this law. If they did not, they would have been punished according to the law. Now, prison officials argue that, since we are their prisoners, we have to wear more cover (chador), even though such a standard has not been set by the law. In fact, political prisoners and prisoners of conscience are exempt from wearing a prison uniform.

I did not act on the basis of resistance. I acted to uphold the law in its entirety, and that is why I refused to wear the chador. I did not want my family, particularly my young children, to realize the pressures and humiliation [in prison] by seeing their mother—who does not usually wear the chador– under the forced cover.

When I appear calm during prison visits it is to the benefit of prison officials, because I am hiding the effects of the daily psychological pressures from my family. Even though this action may serve the interests of the prison officials I have no goal but to uphold and observe the law in its entirety.

My dear Mehraveh and Nima, my beloved children,

Next to all my social and professional identities, I am proud of being a mother, especially to you two. Being a mother is always on my mind. I am declaring loud and clear: I am a mother, and I do not want my children to see me in a forced, coerced, and humiliating form. I do not want my children to think that others can subject them to an illegal act by abusing power.

Reza Khandan plays with 4-year-old son Nima

I know you require water, food, housing, a family, parents, love, and visits with your mother. However, just as much, you need freedom, social security, the rule of law, and justice. Please be aware that these concepts have not been easily achieved anywhere in the world. Nowhere in the world was the law upheld when written on torn sheets of paper. Our insistence on the rule of law is what brings a law into existence.  Thus, you should know that you and I are forming and building the law together. Sending you a thousand kisses. I suffer from not having held you in months. I hope that the suffering is not in vain.

I love you both,

Nasrin

نامه جدید نسرین ستوده به دو فرزندش مهراوه و نیما

7 آبان 1390 – - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری- در پی اعتراض نسرین ستوده به استفاده از چادر، وی را به مدت سه هفته از ملاقات کابینی محروم کردند. او در نامه ای به دو فرزندش دلایلش را بر عدم استفاده از چادر بازگفته است.

مهراوه و نیمای عزیزم!

مسئولان دوشنبه‌ی پیش در عرض چند ساعت دو خبر کاملا متناقض به من دادند. در ساعت 2 بعد از ظهر به من گفتند علاوه بر ملاقات‌های كابيني، مقامات قضایی با ملاقات‌های حضوری من در روزهای 5 شنبه نیز موافقت کرده‌اند و سپس در ساعت 5 بعد از ظهر گفتند طبق تصمیم مسئولان زندان اوین به دلیل عدم استفاده از چادر، تنبیه شده‌ام و 3 هفته از همان ملاقات کابینی نیز محروم هستم! خانواده‌ی ناهماهنگ مسئولان بین خودشان هم به احترام و محبت رفتار نمی‌کنند. نوعی هرج و مرج بر تصمیم گیری‌ها حاکم است.

به یاد داشته باشید هر طور با دشمنان‌تان رفتار کنید، با دوستان‌تان رفتار خواهید کرد. دشمنی دشمنان هرگز خشونت رفتاری هیچ انسانی را توجیه نمی‌کند، چه رسد به آنان که دشمن نیستند. به جرات به هر دوی شما می‌گویم هر طور رفتار کنند، نه با آنان که خود را دشمن من می‌پندارند، دشمنی دارم نه خود را در گرداب قهر و کینه‌ای که آنها به وجود آورده اند غرق خواهم کرد.

مهراوه و نیمای عزیزم!

می‌دانید که چقدر دوست‌تان دارم. می‌دانید که مانند هر پدر و مادری در آرزوی سعادت و نیک بختی شما هستم اما بدانید هر تصمیمی بگیرم، بیش و پیش از هر چیز به شما می‌اندیشم زیرا موقعیت کودکان به گونه‌ای است که باید در هر تصمیم گیری، ابتدا به آنان فکر کرد. معلوم است که ملاقات با شما برایم مهم است. معلوم است از اینکه ماههاست شما را بغل نکرده‌ام رنج می‌برم. از اینکه حتی از شنیدن صدایتان محروم‌ام رنج می‌برم اما عزیزانم، کارهای من، چه بخواهم چه نخواهم روزی مورد قضاوت شما قرار خواهد گرفت. بنابراین دوست دارم بدانید که:”اجازه نمی‌دهم بر خلاف قانون مرا با هیئتی اجبار آمیز به دیدارتان بیاورند.” ترجیح می‌دهم کل سالیان تحمل حبس‌ام را از دیدارتان محروم شوم تا به دلیل اسیر بودن به ناحق، به آنان اجازه دهم هر گونه اراده می‌کنند با من رفتار کنند و بر خلاف قانون مرا به حجابی اضافی و يا اجبار مضاعف وادار کنند.

بله، عزیزانم سالها قبل قانونی تصویب شد که همه‌ی زنان ایرانی را ملزم به استفاده از حجاب شرعی نمود. زنانی که حجاب را قبول داشتند یا نداشتند، این حجاب را رعایت کردند، زیرا اگر رعایت نمی‌کردند طبق قانون مجازات می‌شدند، اما اکنون سخن مسئولان زندان آن است که چون شما اسیر مائید باید از حجابی مضاعف (یعنی چادر) استفاده کنید، در حالیکه نه تنها قانون چنین شرطی را برای حجاب نگذاشته است بلکه حتی زندانیان سیاسی از استفاده از لباس فرم زندان معاف هستند.

من به قصد “مقاومت” کاری نکردم. به قصد اجرای قانون در تمامیت‌اش اقدام کردم و از پوشیدن چادر امتناع نمودم. چون نمی‌خواستم خانواده‌ام و به ویژه کودکان خردسالم با مشاهده‌ی چادر اجباری برای مادرشان که چادری نبوده است، بدانند تحت چه فشار روانی و تحقیر آمیزی زندگی می‌کنیم. با خود فکر می‌کردم این کار من که با ظاهری آرام به دیدن خانواده می‌روم، به نفع مسئولان زندان است، زیرا مدام فشار روانی شبانه روزی خود را از خانواده پنهان می‌کنیم اما به هر حال حتی اگر به نفع زندان هم باشد، من هدفی جز اجرای “تمامیت” قانون ندارم.

مهراوه و نیمای من

کودکان عزیز و دلبندم

بدانید، در کنار همه‌ی هویت‌های اجتماعی، شغلی و خانوادگی‌ام به مادر بودنم و به‌ ویژه اینکه مادر شما دو تن هستم می‌بالم و به این یکی بیش از همه چیز می‌اندیشم و فکر می‌کنم. بنابراین با صدای بلند اعلام می‌کنم: “من یک مادرم” و نمی‌خواهم کودکانم مرا در هیئتی اجبارآمیز و تبعا تحقیرآمیز ببینند. نمی‌خواهم کودکانم فکر کنند که دیگران می‌توانند با استفاده نابجا از قدرت، هر عمل غیرقانونی را به آنها تحمیل کنند.

می‌دانم شما به آب، غذا، خانه، خانواده، پدر و مادر، محبت خانواده و دیدار با مادرتان نیاز دارید اما به همان اندازه به آزادی، امنیت اجتماعی، قانون مداری و عدالت نیاز دارید و بدانید که این مفاهیم در هیچ کجای دنیا راحت به دست نیامده‌اند. هیچ کجای دنیا “قانون” با نوشتن روی کاغذ پاره‌ها اجرا نشده‌اند. درخواست و پا فشاری ما برای اجرای قانون، به قانون هویت و موجودیت می‌بخشد. بنابراین بدانید “من” و “شما” با هم قانون را می‌سازیم. می‌بوسمتان هزاران بار و از اینکه ماههاست آغوشم از شما تهی است البته رنج می‌برم اما امیدم به آن است که این رنج‌ها بیهوده نباشد.

قربان هر دوی شما

نسرین

مهر 90 اوین

  • Balatarin
    Tags: , , , , ,

    8 Comments

    1. Please update me on the Nasrin case has she been killed?

    2. Dear Joyce, Nasrin Sotoudeh is held in Evin prison. She is sentenced to six years in prison. Please visit the Nasrin Sotoudeh Facebook page for the latest updates: https://www.facebook.com/NasrinSotoudeh

    Trackbacks

    1. Nasrin Sotoudehs jüngster Brief an ihre beiden Kinder | Julias Blog
    2. Nasrin Sotoudeh: Two Years Behind Bars, No Furlough | Persian2English
    3. In praise of … Nasrin Sotoudeh « INSECURE IRAN
    4. Free Nasrin Sotoudeh | Across Cultures
    5. Iran: Where the Winner Gets Punished
    6. Fears grow for Iranian prisoner of conscience | Women's Views on News

    Leave a Response