Breaking the Language Barrier on Human Rights

Economic Report on Iran: Growth or Inflation?

March 12, 2010

Growth or Inflation?

1)  High inflation rates are more worrisome for Iranians than a low economic growth rate

I submit that for our people (i.e. Iranians) high inflation rate is more important than a low economic growth. There is evidence to support this claim: 

• People in their daily lives complain a great deal about inflation, but they rarely voice their grievance about a low economic rate of growth.

• The discussion over inflation was one of the central issues in the June presidential election. Candidates relied on the importance of inflation and its tangible effects on people’s lives to attack their opponents.

• In the current debate on subsidies reform, the most serious concern of the parliament is the inflationary effect of removing subsidies from energy costs.

• On the other hand, the rate of economic growth has never been subject to such attention and sensitivity. The rate of economic growth between March and September of 2008 was relatively low (2.3% based on indices published by the Central Bank). The overall rate of economic growth for the fiscal year of March 21, 2008- March 20, 2009, and the current year (March 21, 2009-March 20, 2010) has never been reported (although we are almost at the end of the latter fiscal year. Such delay in announcing the rate of growth has been unprecedented). However, none of these indicators and missing data has been raised as an issue in society.

2)  Is economic growth rate really more important than inflation?

Perhaps putting the above question in this manner is misleading and meaningless. A better question would be “whether relative importance accorded to inflation in our society is more than what it should be?” The answer to this question is yes.

The reasons for this claim are discussed below:

• A few percentage points of difference in two countries’ rate of economic growth makes a significant difference in their income. For example, consider two countries “A” and “B” that have equal income in a certain year. If country “A” has an economic growth rate of 2%, “B” has 4%, after 20 years,  the income of “B” will be 1.5 times that of country “A”.

If the rate of economic growth for “B” is 6%, its income will be twice that of “A” in 18 years. If the rate for “B” is 8%, its income will be twice that of “A” after only 12 years.
The following figure illustrates this point:

After brief consideration, it can be concluded that the real cost of inflation is not that clear. For instance, if all the prices (including the wages) grow at exactly the same level, the economic condition of people will neither improve nor deteriorate (it is as though the monetary unit has changed).

• Another example involves the case where the inflation is precisely predictable. In such a case, nobody will incur damage as a result of a foreseen rise in the prices. Therefore, the costs resulting from inflation is not incurred by the sheer rise in the prices, but the costs are caused by the related effects of a disproportionate and unforeseen rise in prices. These costs are in fact redistribution of wealth from one group to another. In other words, only a portion of society is harmed by this redistribution, while the other portion benefits from it. For example, the employees are harmed by the disproportionate rise in the price while the employer benefits.  Also, the lender profits from such change and the borrower is disadvantaged.

3)  Why is inflation more important for our people?

• Labour forces on wages compose a significant section of our society. Their wages, based on labour laws, increase a certain percentage annually. This increase is independent from rate of economic growth and is not inflation adjusted. As a result, the rate of economic growth is not considered relevant for this group, and the only macroeconomic indicator that impacts their purchase power is the inflation rate. In other words, the labour force sees no direct benefit from economic growth. As a result, inflation is considered more important for employees and the labour force, and since they have a more prominent voice in the media and may have the largest say in the election, their concern is picked up by politicians and measures to fight inflation is amplified in political campaigns.

4)  If the rate of economic growth was more important to our people than inflation, would that translate into improved economic growth?

This question cannot be precisely answered. However, here are a few statements that would help analyze the question:

• The relative importance of the inflation rate has not helped control it. Therefore, we can argue that if the rate of economic growth was important, it would not necessarily result in the improvement of economic growth.

• Inflation can be limitedly controlled by adjusting wages and interest rates to inflation. However, such measures can have a detrimental impact on the economy. For example, the government can face enormous deficit which in turn causes greater inflation in the future.

•If economic growth finds a certain level of importance amongst people, it can be advantageous since people would vote for politicians who adopt and promote policies directed at improving economic growth.

Translation by: Siavosh J. |

رشد یا تورم؟

منبع: کافه اقتصاد

یک. بالا بودن تورم برای مردم ما نگران‌کننده‌تر از پایین بودن رشد اقتصادی است.

ادعا می‌کنم که برای مردم ما مساله‌ بالا بودن تورم مهم‌تر از مشکل پایین بودن رشد اقتصادی است. برخی از شواهد این ادعا این‌ها هستند:

• (۱) مردم در صحبت‌ و برخوردهای روزمره خود با یکدیگر به وفور از تورم (یا همان «گرانی» در زبان عامّه) می‌نالند اما (۲) به ندرت مشاهده می‌کنیم (اگر اصلا مشاهده کنیم) که کسی از پایین بودن نرخ رشد اقتصادی بنالد.

• بحث تورم به عنوان یکی از موضوعات محوری در مناظرات انتخابات اخیر ریاست جمهوری میان نامزدها مطرح شد و طرف حمله‌کننده سعی می‌کرد از مهم بودن تورم و حس شدن آن توسط عامه مردم استفاده کند.

• در بحث هدفمندکردن یارانه‌ها (۳) مهم‌ترین دغدغه مجلس، افزایش قیمت‌ها یا به گفته‌ ایشان اثر تورمی آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی و پیامدهای آن است.

• (۴) در مقابل و در سمت رشد، موضوع لااقل چنین حساسیتی ندارد. پایین بودن رشد اقتصادی نیم‌سال اول سال ۱۳۸۷ (3/2درصد بنابر نماگرهای بانک مرکزی)، اعلام نشدن رشد اقتصادی کل سال ۱۳۸۷ در حالی که سال ۱۳۸۸ در حال به پایان رسیدن است (و (۵) چنین تاخیری تا به حال سابقه نداشته است) هیچ کدام حساسیتی را در جامعه برنینگیخته‌اند.

دو. آیا واقعا رشد اقتصادی از تورم مهم‌تر است؟

شاید پرسیدن این سوال به این صورت درست نباشد و معنا ندهد. من فکر می‌کنم که (۶) سوال درست بايد این باشد که «آیا اهمیت نسبی رشد به تورم در جامعه‌ ما باید بیشتر از آن چیزی باشد که هم‌اکنون هست؟» می‌توان با قطعیت گفت که پاسخ این سوال مثبت است. چند دلیل برای این ادعا:

• تفاوت‌های چند درصدی در رشد اقتصادی دو کشور، در بلندمدت تفاوت قابل‌توجهی میان درآمد آن‌ها ایجاد می‌کند. برای مثال دو کشور الف و ب را در نظر بگیرید که در یک سال درآمد برابری دارند. اگر کشور الف رشد اقتصادی ۲ درصدی و کشور ب رشد اقتصادی ۴ درصدی داشته باشند، پس از ۲۰ سال درآمد کشور ب نزدیک به 5/1 برابر کشور الف خواهد بود.

اگر رشد کشور ب ۶ درصد باشد، پس از ۱۸ سال درآمد آن دو برابر و اگر ۸ درصد باشد تنها پس از ۱۲ سال درآمد آن دو برابر کشور الف خواهد بود.

• پس از اندکی فکر می‌توان به این نتیجه رسید که هزینه‌های واقعی تورم چیزی نیست که چندان واضح باشد. به عنوان مثال، اگر همه قیمت‌ها (از جمله دستمزد نیروی کار) دقیقا به یک میزان از یک سال به سال دیگر رشد کنند وضع هیچ کس از نظر اقتصادی بهتر یا بدتر نمی‌شود (مثل این می‌ماند که تنها واحد پول عوض شود). یا، اگر تورم کاملا قابل پیش‌بینی باشد آن‌گاه کسی از بابت تورم پیش‌بینی نشده ضرر نخواهد کرد. پس می‌توان نتیجه گرفت که هزینه‌های تورم ناشی از خود افزایش قیمت‌ها نیست، بلکه ناشی از آثار مترتب بر آن مانند افزایش غیرمتناسب یا پیش‌بینی‌نشده‌ قیمت‌ها است که این هزینه‌ها هم به‌صورت بازتوزیع درآمد از یک گروه بر گروه دیگر است و تنها بر بخشی از آحاد اقتصادی تحمیل می‌شود در حالی که بخش دیگری از این تورم منتفع خواهند شد. مثلا کارمندان از افزایش غیرمتناسب قیمت با حقوق متضرر و کارفرمایان منتفع خواهند شد؛ یا وام‌دهندگان از افزایش پیش‌بینی‌نشده قیمت‌ها متضرر و وام‌گیرندگان منتفع خواهند شد.

سه. پس چرا تورم برای مردم ما مهم‌تر است؟

(۷) نیروی کار حقوق‌بگیر بخش قابل‌توجهی از جامعه ما را تشکیل می‌دهند. (۸) دستمزد این گروه با توجه به قوانین کار با درصد مشخصی که مستقل از درصد رشد اقتصادی است رشد می‌کند که کاملا تطبیق‌داده‌شده با تورم (inflation adjusted) نیست. در نتیجه برای این گروه، رشد اقتصادی متغیری مرتبط (relevant) محسوب نمی‌شود و تنها متغیر اقتصاد کلانی که مستقیما قدرت خرید حاصل از دستمزد آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد نرخ تورم است. به بیان دیگر، نیروی کار مستقیما سهمی را از رشد اقتصادی و بیشتر شدن درآمد کشور نصیب خود نمی‌بیند.

بنابراین تورم برای قشر حقوق‌بگیر (کارمندان و کارگران) متغیر مهم‌تری محسوب می‌شود. (۹) از طرف دیگر این گروه از صدای بلندتری در رسانه‌ها برخوردار است که همین امر باعث می‌شود تا (۱۰) سیاست‌مداران، (۱۱) با توجه به تعیین‌کننده بودن این قشر از مردم در انتخابات، در سیاست‌ها و تبلیغات خود تاکید بیشتری را بر تورم قرار دهند.

چهار. آیا اگر اهمیت تورم در میان مردم ما کم‌تر یا اگر اهمیت رشد اقتصادی بیشتر می‌شد، رشد اقتصادی کشور ما هم بهبود پیدا می‌کرد؟

من جواب سرراستی نمی‌توانم برای این سوال‌ها پیدا کنم و تنها به بیان چند گزاره بسنده می‌کنم:

(۱۲) مهم‌تر بودن نسبی تورم در کشور ما، باعث مهار تورم در ایران نشده است. بنابراین و به شیوه متناظر، ‌لااقل استبعادی ندارد اگر بگوییم که مهم‌تر شدن نسبی رشد اقتصادی در جامعه لزوما منجر به بهبود رشد اقتصادی نخواهد شد.

(۱۳) کم‌اهمیت‌شدن تورم با راه‌هایی مانند تطبیق دادن دستمزدها و سایر نرخ‌های مهم (مانند نرخ سود بانکی) با نرخ تورم اعلامی هر سال تا حدی قابل دستیابی است.

اما پیامدهای این تطبیق دادن بر اقتصاد می‌تواند مخرب باشد. به‌عنوان مثال، در این حالت ممکن است دولت، که ملزم به افزایش حقوق کارمندان خود متناسب با تورم شده است، با کسری بودجه بزرگی برای تامین این هزینه مواجه شود که خود تورم‌های بیشتری را در آینده به دنبال داشته باشد یا دولت ممکن است این مخارجش را از طریق افزایش نرخ مالیات تامین کند و این مالیات باعث ایجاد اختلال در انگیزه تولید و رشد اقتصادی گردد.

اگر رشد اقتصادی در نظر مردم اهمیت بیشتری پیدا کند، (۱۴) ممکن است این اثر مثبت را داشته باشد که مردم به سیاست‌مدارانی رأی دهند که سیاست‌هایی را در جهت بهبود شرایط برای رشدهای اقتصادی بالاتر تبلیغ و پیگیری نمایند.

Source: Donyay-e Eghtesad daily – Café Eghtesad |  Original: Cafe Economics
  • Balatarin
    Tags: , , ,

    Leave a Response